تاثیر موسیقی بر یادگیری


تاثیر موسیقی بر یادگیری

تفکر و یادآوری در مغز افراد نرمال Temporal Planum ( قسمتی از مغز که در لوب گیجگاهی مغز قرار دارد) در قسمت چپ بزرگ تر از سمت راست است.

در موسیقیدان ها این قسمت به طور قابل توجهی چشمگیر است.

به نظر محققین این قسمت نه فقط در گویش بلکه در تشخیص و آنالیز آواها نقش دارد، به همین دلیل است که موسیقیدان ها در تشخیص زیر و بمی صداها با سایرین تفاوت دارند. علاوه بر این، شواهد محققین مغز و اعصاب بر وجود تغییرات در نوار مغزی و MRI در افرادی که موسیقی را یاد گرفته اند، دلالت دارد.

در تحقیقات انجام شده، نشان داده شده که با آموزش مداوم موسیقی برای کودکان به مدت پنج هفته فعالیت قشر مغز، الگوی منحصربه فردی پیدا می کند

و با الگوی نوار مغزی کودکان آموزش دیده، متفاوت می شود. این تغییر در الگوی نوار مغزی قابلیت پیش بینی دارد. به طور کلی نیم کره ی چپ بیشتر به فرایندهای صدا نظیر ملودی حساس است، در حالی که در نیم کره ی راست، فرایندهای مربوط به سرعت نظیر ریتم، تحلیل می شود. با افزایش سن، این نیمکره ها به طور اختصاصی توسعه پیدا می کند.

علاوه بر این افزایش توانایی در تجسم فضایی، بهبود حرکتی بصری، افزایش در مهارت خواندن و درک ریاضی و تقویت حافظه و تحریک کلامی از جمله این مواردند. با این تغییرات فیزیکی مغز گمان می رود که موسیقی روی سه کارکرد اصلی مغز یعنی یادگیری، تفکر و یادآوری تأثیر بگذارد.

گرچه معنای این تغییرات فیزیکی در مغز الزاما در مورد نوع عملکرد شناختی به طور شفاف معین نیست

ولی شواهدی از وجود ارتباط محکم بین آموزش موسیقی و بهبود عملکرد در حوزه ی شناختی وجود دارد. در این میان می توان به تحقیقی در مورد تاثیر آثار موتزارت در بالا بردن ضریب هوشی کودکان اشاره کرد. تعلیم موسیقی به کودکان قبل از سن شش سالگی موجب افزایش هوش آنان می شود: پدیده موتزارت (۱۹۹۳) بیانگر آن است که گوش دادن به موسیقی کلاسیک یا غیرکلاسیک، به مدت ۱۰ دقیقه، ضریب هوشی افراد را بالا می برد. بنابر نتایج تحقیقات متعدد، گوش دادن به موسیقی می تواند موقتا توانایی هایی نظیر خلاقیت، عملکرد شناختی، توانایی های استدلال فضایی و توانایی حل مسئله را افزایش دهد.

گرچه بعضی از و محققین معتقدند که بهبود این توانمندی ها درواقع مربوط به تغییر و بهبودی در خلق( mood) فرد است و ناشی از اثر مستقیم به طور کلی نیم کرهی چپ بیشتر به فرایندهای صدا نظير ملودی حساس است، در حالی که در نیم کرهی راست، فرایندهای مربوط به سرعت نفلیر ریتم، تحلیل می شود .

تاثیر موسیقی بر یادگیری

تاثیر موسیقی بر یادگیری

تاثیر گوش دادن به موسیقی روی هوش شخص

اشلنبرگ نیز طی تحقیقی افزایش میزان ضریب هوشی را در مورد کودکان زیر شش سالی که به مدت ۹ ماه آموزش موسیقی داشتند، مشاهده کرد. طی این تحقیق کودکان به چهار گروه تقسیم شدند. در مورد گروه اول هیچ مداخله ای وجود نداشت.

گروه دوم برای نمایش آموزش دیدند و به گروه سوم و چهارم به ترتیب آموزش نواختن ساز و آواز داده شد. پس از گذشت نه ماه | ضریب هوش همه ی گروه ها بالا رفته بود، ولی ضریب هوش افرادی که آموزش موسیقی داشتند سه درجه بالاتر از سایرین بود. هوش موسیقایی یکی از هوش های هشتگانه است که بر اساس تئوری هوش های چندگانه در شیوه های آموزشی نوین به کار گرفته می شود. بر اساس این تئوری افرادی که هوش موسیقایی بالایی دارند، حساسیت بالایی نسبت به ریتم، تن و ملودی دارند و می توان از این ویژگی برای یادگیری موضوعات مختلف استفاده کرد.

یادآوری می شود که بیشترین شیوه ی مورد استفاده برای آموزش موسیقی به کودکان «موسیقی ارف» است که اولین بار توسط کارل أرف ارائه شد. در این روش تقویت مهارت های مربوط به موسیقی برای کودکان با استفاده از ابزارهای ساده موسیقی (که از پیچیدگی نت کمتری برخوردارند) نظير بلز و فلوت انجام می پذیرد.

 

سایت موسیقی ماهور

منبع : مجله هنرموسیقی

0 دیدگاه

هنوز هیچ دیدگاهی وجود ندارد

    طراحی سایت
    طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلا - فروش ویلا - ویلا شمال