موسیقی ، صدای بازیگر پانتومیم


رسالت واقعی موسیقی در پانتومیم

پر کردن جای خالی صدای شخصیت ها و اجراکردن همین بیان بی کلام و این تغییرات آوایی عاطفی است که حالات طبیعی احساس آدمی اند.

به آهنگسازان توصیه می شود که برای هر بازیگر، سازی منطبق با شخصیتش برگزینند: مثلا فلوت برای دوشیزه، ویلنسل برای عاشق، باسون برای پدر پیر، کلارینت برای مرد مضحک. عرف آن است که ابتدا نمایش پانتومیم نوشته شود، همان طور که در باله مرسوم است.

وقتی نویسنده متن را به پایان می برد، آن را به آهنگسازی می سپارد که بر اساس تخیلش و پیرو عقاید خودش درباره ی باز گردان متن در لال بازی، موسیقی آن را می نویسد.

نتیجه ی این کار آن می شود که حتی پیش از اولین تمرین، تهیه کننده با نمایشی در محدودهی کاملا معین مواجه می شود که باید دقیقا در همان چهار چوب تفسیر شود.

پانتومیم بازیگر پانتومیم

این روش تنها در صورتی می تواند صحیح از آب در بیاید که نویسنده مرتکب کوچکترین اشتباهی نشده باشد

و آهنگساز خوش قریحه دارای شهودی معجزه آسا نسبت به تمام اعمالی باشد که انجام دادن آنها برای آن نمایش ضروری خواهد بود، مانند همه ی ژست هایی که باید ساخته شود، تعداد آنها، درجه ی آنها و مدت آنها تا او یک میزان را نه خیلی زیاد و نه خیلی کم بنویسد.

به عبارت دیگر نویسنده و آهنگساز هر دو به یک اندازه باید نه تنها تجربه ی کاملی از پانتومیم، بلکه آگاهی کاملا درستی هم از هنر داشته باشند. برای ابراز صادقانه ی حالات یا نوع و طول صحیح ژستها آزادی لازم باید وجود داشته باشد.

در غیر این صورت بازیگر مرتب مجبور است صحنه ای را که به سی میزان نیاز دارد با چهار میزان بازی کند یا کاری را که چهار میزان برای انجامش کافی است در سی میزان انجام دهد، اینجاست که دو خطای جدی و اجتناب ناپذیر حاصل می شود:

اول آنکه قسمت هایی که نباید خلاصه می شوند و این موجب تعبیر غلط از آنها می شود و دوم آنکه قطعات دیگر به شکلی آزاردهنده تکرار می شوند و این موجب به درازا کشیدن نمایش می شود.

آهنگساز باید طرحی از کل موسیقی نمایش را ابتدا و آماده کند، یعنی خلاصه از کلیت سبک، نقش مایه ها، حرکات و جلوه های مطلوب را تهیه کند.

او باید به دقت بداند که برای هر عمل و حرکت خاص و هر سطر خاص چه تعداد میزان موسیقی مورد نیاز است.

ژستها براساس قطعه ی موسیقایی شکل می گیرند و قطعه ی موسیقایی صدای ژستها خواهد شد و همگی از مشاهده پویایی، گرما و حیاتی که ناگهان به نمایشنامه دمیده شده، لذت نادری را در خود حس خواهند کرد.

ارتباط بین نورپردازی و موسیقی

ارتباط بین نورپردازی و موسیقی

پانتومیمها را به لحاظ آهنگسازی می توان به سه نوع صحنه تقسیم بندی کرد:

اول- صحنه های عمل مقدماتی که نیازی نیست به لحاظ موسیقایی با دقت به آنها پرداخته شود. به طور مثال: «خدمتکار میز را می چیند»، پس کاملا نامناسب خواهد بود اگر مجبورش کنیم تا هر قاشق و چنگال را مطابق با موسیقی بچیند. يا:

عروس و داماد به مهمانها خوشامد می گویند» چه خواهد شد، اگر مهمان ها مجبور باشند به شیوه ای موزون روی صندلی ها بنشینند؟

تا زمانی که طرح نمایش چرخش فعالانه تری به خود بپذیرد، نقش مایه ای که حس عمومی صحنه را بازگو کند، به عنوان موسیقی کافی خواهد بود. دوم – صحنه های عمل که شامل همه ی حرکت های دارای معانی مهم، همه ی ژست های تعیین کننده و همه ی صحنه های واقعا دراماتیک است. بدیهی است که این صحنه ها در صورت همسو شدن با نقش مایه های خاص، به

کمک ملودی های بلندتر یا کوتاه تر، یا توسط آکوردهای ساده می توانند هر چیزی را به دست آورند.

سوم- صحنه های دیالوگ بازیگر پانتومیم را باید همچون رسیتاتیف اپرا در نظر گرفت.

آهنگساز می تواند هرگونه حس و حال ممکن را به کار خودش وارد کند، به شرط آنکه در محدوده ی دیالوگ اجرایی باقی بماند که طولش غالبأ به طرز قابل ملاحظه ای با طول دیالوگ گفتاری متفاوت است. نکته ی آخر، استفاده از ابزار بسیار قدرتمند و یاریگر سکوت است. سکوت مطلقی که بلافاصله پس از صدای ارکستر ایجاد می شود، توجه را بیش از شلیک یک گلوله به خود جلب می کند. بنابراین این جلوه را باید برای مهم ترین صحنه ها ذخیره نمود.

 

بازیگر پانتومیم

منبع: هنر پانتومیم از شارل اوبر، ترجمه بابک تبرایی، چاپ اول، بهار ۱۳۸۵.

 

مقالات مرتبط

0 دیدگاه

هنوز هیچ دیدگاهی وجود ندارد

    طراحی سایت