سیری در برنامه گلها (بخش اول)


سالهای سال است که نغمات برنامه گلها به صورت یک خاطره قوی به نسل امروز، انتقال یافته است.

مبتکر این برنامه، مرحوم زنده یاد داوود پیرنیا بود که با تلاش بسیار، اثری ماندگار از خود به یادگار گذاشته

به طوری که امروزه ملاک و مصدر بسیاری از هنرمندان شعر و موسیقی است. بسیاری از هنرمندان و پژوهشگران شعر و ادب پارسی، سند نوای ساز و آواز و یا فلان قطعه شعر را در برنامه گلها جست وجو می کنند.

مرحوم پیرنیا بسیاری از اهل ادب را که گرایش به موسیقی نیز داشتند، با اندیشه بلند خود، به برنامه گلها آورد و اثری را از این هنرمندان ضبط و به یادگار باقی گذاشت. از آن جمله بزرگ مرد ادب پارسی عماد خراسانی است که در برنامه برگ سبز شماره ۲۰، به نوازندگی تار پرداخته و خود نیز در دستگاه شور، شعرش را با اواز خود خوانده است.

داریوش پیرنیاکان

داریوش پیرنیاکان

او در برنامه گلهای صحرایی، اشعار و ترانه های محلی مناطق مختلف کشور را ضبط کرد، که یادگاری ارزنده از موسیقی نواحی است و می توان در آن به اشعار و ترانه های شیرازی اشاره داشته که با صدای گرم دکتر عفیفی در برنامه گلهای صحرایی اجرا شد.

” در این مقاله از شاخص برنامه گلها، صدای خانم روشنک یاد می کنیم، که اشعار را به خوبی بیان می کرد و باعث شد که بسیاری از شنوندگان، مجذوب اجرای صحیح کلمات در دکلمه ایشان بشوند و صحیح خواندن اشعار را یاد بگیرند.

همچنین بررسی تفکر و اندیشه پیدایش چنین برنامه ای و اولین های آن برنامه ها که در برخی مصاحبه ها از خود به یادگار گذاشته اند، سخن خواهیم راند. بالا مرحوم پیرنیا در مصاحبه ای چنین می گوید:

معانی و مفاهیم، وقتی با بیانی لطیف ادا شد، بر دل می نشیند و هرگاه در قالب نظم درآید و موزون گردد، آن می شود که شعرش مینامیم و این از عهدۀ بشری که تمدنش از نظر معنوی به درجات عالی نرسیده باشد، ساخته نیست.

شعر ما که از نظر کیفیت و کمیت در دنیا بی نظیر است نیز یکی از نمودارهای تمدن عمیق و ریشه دار ایران است و من شناساندن این گونه مظاهر تمدن و مفاخر هنر ایران را افتخاری بزرگ میدانم و به قدری به این کار علاقه مندم و برای آن اهمیت قائل هستم که از هر انچه غیر آن است، بگسسته ام و به آن دل بسته ام و تا زمانی که بتوانم به گلها، خاصه گلهای ایران عشق می ورزم، عشقی که تا به خاطر دارم در دل داشته ام و همواره در تزایدش دیده ام.

در سال ۱۳۳۴ که به همکاری با رادیو دعوت شدم و طی مذاکره ای با دکتر پرویز عدل، برنامه ای ابی به نام گلهای جاودان را پیشنهاد کردم وسایل کار تا حدودی که وضع آن روز اداره تبلیغات اجازه میداد، فراهم گردید.

اولین برنامه گلها با همکاری اقایان عبادی، بنان، صبا و عبدالعلی وزیری به مدت ۱۰ دقیقه با مختصر گفتاری از حافظ با این ابیات شروع شد:

سلامی چو بوی خوش آشنایی بدان مردم دیده روشنایی درودی چون نور دل پارسایان بدان شمع خلوتگه روشنایی نمیبینم از همدمان هیچ بر جای دلم خون شد از غصه، ساقی کجایی این غزل آمیخته با آهنگی بود، اثر استاد علینقی وزیری و منظور من از حیث تطبيق اهنگ و شعر کاملا تامین بود.

دومین برنامه به مدت ۱۰ دقیقه با این رباعی، که آقای تقی روحانی به سبک انشا خواند، آغاز شد.

برنامه گلها

برنامه گلها

در آتش خویش چون همی جوش کنم خواهم که تو را دمی فراموش کنم گیرم جامی که عقل خاموش کند در جام درآیی و تو را نوش کنم و در پی آن، غزل مشهور مولانا با آوای بنان پخش شد.

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه صدبار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه ضمن همین برنامه بود که تعلق دیوان شمس تبریزی به مولانا خاطرنشان گردید.

در سومین برنامه، از سعدی و چهارمین برنامه از عراقی – که جز نزد خواص معروف نبود – وقتی چند بیت به سمع شنوندگان رسید، ارزش این شاعران عرفانی بر همگان معلوم گردید.

همه شب بر آستانت شده کار من گدایی به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی سر برگ گل ندارم ز چه رو روم به گلشن که شنیده ام ز گلها همه بوی بی وفایی به کدام ملت است این، به کدام مذهب است این که کشند عاشقان را که تو عاشقم چرایی من همیشه به یاد دورانی که افتخار خدمت به ادبیات ایران نصیبم شد، هستم و به طبع سیمای هنرمندان ارجمندی که با من همکاری داشتند، در دل و دیده ام جلوہ گر است.

امروز از آقایان احمد عبادی و جواد معروفی سپاسگزارم که عنایت فرموده سرافرازم داشته اند و نغماتی به یادگار نواخته اند. نغماتی که همیشه با گوش جان شنیده و

خواهم شنید».

تفکر و اندیشه نام گلهای جاودان و گلهای رنگارنگ و انتخاب چنین نامی برای این برنامه را مرحوم استاد بنان در مصاحبه ای چنین می گوید:

سالها بود که در رادیو می خواندم اما در آن زمان برنامه ای به نام گلها نبود.

برنامه گلها2

برنامه گلها۲

یک روز آقای پیرنیا مجله ای را به نام «گلهای رنگارنگ»، که متعلق به یکی از دوستان من بود، دید و از نام آن مجله برای این برنامه اقتباس کردند. گلهای رنگارنگ، تعداد ۵۷۱ برنامه مرحوم پیرنیا این برنامه را از شماره ۱۰۰ شروع کردند که در واقع ۴۷۱ برنامه است.

اولین برنامه گلهای رنگارنگ با همین نام با صدای خانم اشرف السادات مرتضایی، ویلن استاد تجویدی، تار شاپور حاتمی و ضرب مرحوم عمیدی است. مرحوم استاد تجویدی از ضبط اولین برنامه گلهای رنگارنگ چنین می گوید: «در آن موقع بیشتر آهنگ هایی که از رادیو پخش می شد، غیر از برنامه ای که انجمن موسیقی داشته به وضع فلاکت باری افتاده بود، خوانندگانی که شایستگی خواندن نداشتند، غالبا ضمن اینکه در برنامه شرکت می کردند، ارکسترها هم به نام آنان بود.

البته در میان آنها خوانندگان خوبی هم پیدا میشد. یادم می آید که در آن زمان اساتیدی نظیر صبا و محجوبی بسیار دلسرد شده بودند و تقریبا اوضاع به این شکل بود که انگار آنها را کنار گذاشته اند.

روزی در یکی از راهروهای رادیو با آقایی برخورد کردم که مرد محترم و جاافتاده ای بود، ایشان ضمن ملاطفت به بنده گفتند: «اقا نمی خواهید با برنامه جدید همکاری کنید»، گفتم: «کدام برنامه؟»، گفتند: «برنامه گلها»، گفتم: «من هنوز نشنیده ام، درست هم میگفتم چون یکی دو هفته بود که برنامه گلها شروع به کار کرده بود».

این مرد بزرگوار که داوود پیرنیا نام داشت، خدا بیامرزدش، مرا سخت تحت تاثیر قرار داد و همان روز عصر آمدم نزد ایشان و قطعه ای را نواختم چند روزی از این ماجرا گذشت و من ایشان را ندیدم، ولی در برنامه ساز من توأم با اشعاری دلچسب پخش شد.

از آن موقع به بعد تصمیم گرفتم شخصا با این برنامه بیشتر همکاری داشته باشم و بعد مجددا آقای پیرنیا را دیدم و پیشنهاد کردم که ما یک ارکستری داشته باشیم.

مرحوم پیرنیا ارکستری درست کرد با شرکت بنده، استاد صبا، محجوبی، وزیری تبار، حسین تهرانی و آقای مجد. به هرحال یادم است قطعه ضربی را ساخته بودم و این ارکستر اجرا کرد.

تصمیم گرفتم که برای این برنامه آهنگی تهیه کنم

اولین آهنگی که تهیه کردم، روی یکی از اشعار وحشی بافقی بود که خانم خاطره پروانه آن را خواند و فوق العاده مورد توجه قرار گرفت و مرحوم صبا هم فوق العاده مرا تشویق کرد. اما عرض کنم که اولین اجرا در برنامه گلهای رنگارنگ در ماهور و آهنگی است منسوب به شیدا، به نام صورتگر نقاش چین.

 

ادامه دارد …

منبع : مجله هنر موسیقی

مقالات مرتبط

طراحی سایت