سیری در برنامه گلهای رنگارنگ (بخش دوم)


در یادداشت قبل (سیری در برنامه گلها (بخش اول) در مورد برنامه گل ها اطلاعات زیادی كسب كردیم

امیدواریم این یاداشت نیز مورد پسند شما قرار بگیرید :

 

برنامه گلهای رنگارنگ

اصل این آهنگ در چهارگاه است، ولی در ماهور هم منتقل کرده اند.

وقتی که این آهنگ را آوردند، بنده مقدمه ای برایش ساختم و آن را با تار شاپور حاتمی، ضرب مرحوم مجیدی و ساز بنده اجرا کردیم که به عنوان اولین برنامه گلهای رنگارنگ اجرا شد. در اینجا لازم است یادی کنم از زحمتی که روح اله خالقی برای برنامه گلها کشیدند و تنظیم آهنگ های عارف و شیدا را برای این برنامه، انجام دادند.

یک شاخه گل، تعداد ۴۶۵ عدد اولین برنامه یک شاخه گل با صدای خانم آذر (حنانه)

سنتور استاد پایور و ویلن مرحوم استاد صبا، با دکلمه شعر، توسط خانم پرنیان اجرا شد. شعری که دکلمه شدن امروز امیر در میخانه تویی تو فریادرس ناله مستانه تویی تو مرغ دل ما را که به کسرام نگردد آرام تویی، دام تویی، دانه تویی تو و یک تصنیف نیز در ماهور با صدای خانم آذر اجرا شد که تصنیفی قدیمی است و بعدها با صدای محمدرضا شجریان مجددا اجرا شده است.

برنامه گل ها

برگ سبز، تعداد ۳۱۲ عدد اولین برنامه با صدای مرحوم سید جواد ذبیحی، و نی استاد کسائی و تار استاد جلیل شهناز بود. دلیل درست شدن نام برگ سبز را مرحوم ذبیحی چنین می گوید: از آنجایی که خود جناب داوود پیرنیا از ارادتمندان خاندان ولایت بودند و به دلیل این که خود من نیز از سادات هستم، جناب پیرنیا این اسم را برای این برنامه انتخاب کردند». برگ سبز در شبهای جمعه پخش می شد.

اولین برنامه هم بانی استاد کسائی و استاد جلیل شهناز بود در سه گاه که من نیز اشعار مثنوی را می خواندم. صدای ذبیحی را سازی همراهی نمی کرد، بلکه پس از خواندن قطعاتی اجرا می شد، اولین برنامه هم با شعری از هاتف اصفهانی اجرا شد.

مرحوم پیرنیا می خواست که اسم این برنامه را برگ سبز بگذارد، زیرا این برگ سبز از آن برگ سبزهایی است که هیچوقت زرد نمی شود و صدای خانم روشنک در آخر برنامه می گفت: «برگ سبزی است تحفه درویش».

گلهای صحرایی، تعداد ۶۲ عدد اولین اجرای این برنامه با صدای انوشه بود که او در این باره چنین می گوید:

«همکاری ام را با رادیو از سال ۱۳۳۶ شروع کردم. اهل شیراز هستم و نام اصلی من عفیفی استه علت این نام مستعار، شغلم بود که فاصله زیادی با هنر داشت.

اصلا هم خیال نداشتم که یک روزی در رادیو بخوانم.

با دوستی دیرینه ای که با مرحوم پیرنیا داشتم و اصرار بیش از حد ایشان و علاقه خودم مبنی بر اینکه آهنگ های شیرازی یک جایی باید ثبت بشود این کار را به بهترین شکلی که امکان داشته انجام دادم و یک نواری در منزل تهیه کردم و به خدمت جناب پیرنیا دادم که گوش بدهد و هر کسی را که مستحق میداند، بیاورد و آنها را با موسیقی اجرا کند.

در این نوار تمام آهنگ های شیرازی را خواندم و ضبط کردم.

مدتی گذشت که شنیدم یکی از آهنگها پخش شده است.

جناب آقای پیرنیا گفتند که بهتر از خودت کسی نیست و بعد رفتیم به رادیو. اولین برنامه گلهای صحرایی آهنگی است شیرازی که در ماية لری منطقه فارس است و با این شعر شروع میشود:

راه رفتنت واویلا خندیدنت واویلا رقصيدنت واویلا راه رفتنته خندیدنته میان دشت رقصيدنت واویلا برای برام سوزانده آسمان به آن گپی گوشه اش نوشته هر کی یارش خوشگله جاش تو بهشته دومین برنامه با ویلن پرویز یاحقی و سنتور ورزنده بود که بلال بلام نام دارد.

شعرش این است:

ایوای بالام بند او بالام بند به چتر یارم اشرفی بند بلال بلالم بالال بالم دلبر خداحافظ، بکن حلالم در برنامه گلهای صحرایی تا آنجا که یادم می آید خانم سیما بینا که تازه از برنامه کودک به برنامه گلهای صحرایی آمده بود و خانم غزال، روح انگیز، روحبخش خانم فتانه، مرحوم داریوش رفیعی و چند نفر دیگر که یادم نیست، شرکت داشتند.

نام مستعار انوشه، اسم پسرم است که بدین نام در برنامه گلهای صحرایی می خواندم. »

گلهای جاودان، تعداد ۱۵۷ عدد زمان برنامه ۴۵ دقیقه بود، که معمولا با ارکسترهای عالی انجام میشد، بیشتر برنامه های استاد بنان در این برنامه بود و از نظر ارزش کار بالاتر از همه، برنامه گلهای رنگارنگ قرار داشت.

از اولین برنامه آن اطلاعاتی کامل به دست نیامد، اما شواهد چنین نشان میدهد که اولین برنامه یا آواز از استاد بنان بوده است.

بسیاری از مردم ایران برنامه گلها را با صدای خانم روشنک که اشعار را به درستی دکلمه می کرد، میشناسند و تأثیر گویش ایشان در فراگیری اشعار ادبیات فارسی برای مردم همچنان در اذهان، به عنوان یک خاطره قوی باقی مانده است. کم نیستند کسانی که درست خواندن اشعار بزرگان ادب پارسی را از ایشان در وقت دکلمه برنامه گلها ياد گرفته اند.

از خصوصیات گویش ایشان، فهم معنی و ادراک صحیح مفاهیم شعری از نظر جمله بندی و زمان بندی استه که با دستگاه موسیقی تطبیق می کند.

مثلا اگر قرار بود برنامه ای در مایه دشتی اجرا گردد اشعار را محزون و غم انگیز و خسته می خواند و اگر قرار بود در ماهور اجرا شود، اشعار را با یک هیجان و نشاط و شادی اجرا می کرد.

در میان مردم یک شعر بیش از باقی اشعار، باقی مانده است.

به چه کار آیدت ز گل طبقي از گلستان من ببر ورقی گل همین پنج روز و شش باشد وین گلستان همیشه خوش باشد اولین گویندگان بانو در برنامه گلها، خانم کوکب پیرنیان روشنکه آذر پژوهش، فخری نیکزاد و … بودند.

خانم روشنک در مصاحبه ای در سال ۱۳۵۴ چنین می گوید:

نام اصلی من صديقه سادات رسولی است. در سال ۱۳۲۷ ، با سمت گویندگی وارد خدمت رادیو شدم و تا سال ۱۳۳۴ در قسمتهای مختلف رادیو گویندگی میکردم

زمانی که میخواستم وارد رادیو شوم، ۸۱ نفر جهت گویندگی شرکت کرده بودند که از میان آنان قبول شدم. کسانی که از من امتحان گرفتند:

مرحوم سعید نفیسی، حسینقلی مستعان، حسین زاهدی، مرحوم صبحی و چند نفر دیگر هم بودند که الان یادم نیست. مرحوم پیرنیا از برنامه سوم گلهای رنگارنگ مرا دعوت به همکاری کردند.

نام روشنک را هم ایشان برایم انتخاب کرد، و اولین شعری را که در برنامه گلها خواندم، این بود:

طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد شب که خورشید جهان تاب، نهان از نظر است

طی این مرحله با نور مهی باید کرد از خاطراتم این است که گاهی که از رادیو بیرون می آمدم، جوانان علاقه مندی در بیرون رادیو بودند که از من میخواستند اشعاری را که در برنامه گلها می خوانم برایشان بنویسم.

ولی همیشه به دلیل جوان بودن آنها این شعر را برایشان می نوشتم.

نخست موعظه پیر میفروش این بود که از معاشر ناجنس احتراز کنید اما حالا پس از گذشت چند سال اگر قرار باشد مطلبی بنویسم این شعر را هم اضافه می کنم.

از امروز کاری به فردا نماند چه دانی که فردا چه آید زمان».

برنامه گلها اول به صورت گلهای رنگارنگه گلهای جاویدی، یک شاخه گل، گلهای صحرایی و برگ سبز بود، اما پس از فوت مرحوم پیرنیا در سال ۱۳۵۰، هوشنگ ابتهاج به سرپرستی برنامه گلها در آمد، او خود در مصاحبه ای می گوید:

به خوبی از دشواری های کار باخبر بودم، می گفتند عمر گلهای رنگارگ به سر آمده و ذخیره گرانبهایی که از آهنگها و ترانه ها داشتیم مثل ساخته های عارف و شیدا همه مصرف شده است و هنرمندان بزرگی مانند صبا، خالقی و محجوبی دیگر در میان ما نیستند و هنرمندانی مثل ادیب و نان کناره گرفته اند.

از طرفی دیگر موسیقی بازاری گوشها را پر کرده بود.

من این کار را قبول کردم زیرا به زندگی هنر و زایندگی هنر اعتقاد دارم.

امیدم این بود که هنرمندان شایسته ای مثل جواد معروفی، علی تجویدی، کسائی، عبادی، شهناز، بدیعی خرم و بسیاری دیگر از همکاران، یاری با برنامه گلها را شروع و ادامه به کار دهند.

خوشبختانه اغلب این آقایان با برنامه همکاری داشته اند و امیدم این است که این اتش افسرده دوباره با همت و هنر این عزیزان زنده گردد. بعضی از این هنرمندان بی دریغ همکاری کردند و بعضی دیگر مشکلاتی داشتند که امیدوارم رفع گردد.

آقایان معروفی و شهیدی که یادگار دوران سابق گلهای رنگارگ هستند و آقای شجریان که بیشتر به دوره جدید تعلق دارد، همکاری مستمر و بسیار با ارزشی را با برنامه گلهای تازه دارند.

از لحاظ فرم، همه انواع برنامه گلها

مانند گلهای رنگارنگ گلهای جاویدان، یک شاخه گل، برگ سبز و گلهای صحرایی را با هم آمیختیم و نام گلهای تازه را برای این برنامه انتخاب کردیم.

در همین مدت کوتاه کارهای ما زیاد بی توفیق نبود، از جمله شعرهایی که در این برنامه به کار بردیم، جز چند شعر که متاسفانه از اشعار خود من بود، باقی اشعار، خیلی خوب و از استادان شعر فارسی است. امیدوارم با طرح های جدیدی که سرپرست محترم سازمان رادیو و تلویزیون برای رفاه و تشویق هنرمندان موسیقی ایرانی دارند، برنامه گلها جان تازه ای بگیرد و بیش از پیش دوستداران شعر و موسیقی ایرانی را خوشنود کند. پروین دولت آبادی، در سوگ مبتکر برنامه گلها، داود پیرنیا، چنین می سراید:

با نای دل حکایت هجران او کنید با چنگ جان حديث غمش موبه مو کنید گلهای جاودانه شعر و سرود را بر گور او فشانده و می در سبو کنید داوود نغمه پرور سحر آفرین کجاست؟

او را به شهر شعر و طرب جست وجو کنید در چشمه سار نغمه جوشان او مدام ای خون دلان به اشک دمادم وضو کنید در دامن هنر، گل صحرایی اش شکفت تا عطر آشنایی از آن نغمه بو کنید آورد او به خلوت خاصان چراغ را لب بستگان درد از او گفت وگو کنید بالانشین مصطبه عشق و حال بود

حالی چنان که رفته بر او آرزو کنید آن جان ناز پرور و غم خسته را مگر در رود رود شور و نوا جست وجو کنید

داوود رفت و طرفه مزامیر او بماند با نای دل حکایت هجران او کنید امید است دست اندرکاران صدا و سیما که مدتی است به تقلید از برنامه گلها به نوعی همان سبک و سیاق را به نگاه امروزی ادامه میدهند، قدری به عمق مسئله هم بپردازند و بتوانند با دیدی کارشناسانه و به دور از تنگ نظری و یک سونگری، برنامه ای را تدوین نمایند که در اصل ادامه دهنده همان راه باشد، تا برنامه گلها که همیشه به عنوان یک برنامه فرهنگی تلقی شده و به یادگار مانده است، با همان نام و به نگاه امروزی، نیاز جامعه را پاسخ بدهد.

برنامه گلهای رنگارنگ

منبع : مجله ی هنر موسیقی

مقالات مرتبط

0 دیدگاه

هنوز هیچ دیدگاهی وجود ندارد

    طراحی سایت