موسیقی و هیجان


موسیقی و هیجان

«موسیقی می تواند دو کار انجام دهد. می تواند مانند پلی باشد که فاصله ی انسان ها را به هم نزدیک تر کرده و تفاوت هایشان را کمرنگ تر نماید یا می تواند شکاف بین افراد را عمیق تر و مشکلات آنها را بزرگتر کند. موسیقی «رپ» نقش دوم را دارد. »(فیل کالینز)

خواندن مقالات مرتبط دیگر

در موسیقی چه خاصیتی وجود دارد که باعث به وجود آمدن واکنش های شدید و احساسی در افراد می شود؟

چرا خیلی از افراد زمانی که دچار به هم ریختگی، پریشانی و ناراحتی می شوند به سراغ موسیقی می روند؟

البته، موسیقی ماورای فرکانس ها، صداها و انتهایی است که با اصول دقیق ریاضی تنظیم شده و ملودی و هارمونی هماهنگی به وجود آورده اند. موسیقی یک نیروی پرقدرت است و اغلب ما وقتی به آن می اندیشیم، ابتدا اثرات هیجانی ایجاد شده توسط آن به ذهن مان می رسد.

روانکاوان معتبر، قدرت ایمن بخش موسیقی بر روی روح و روان را تایید می کنند.

آنها اعتقاد دارند که موسیقی باید بخشی از کار آنها باشد، چراکه موسیقی تا درون انسانها نفوذ کرده و روح آنها را لمس می کند، و زمانی که روش های دیگر کارساز نباشد، موسیقی می تواند ریشه ی مشکلات بیماران را آشکار سازد.

«موسیقی ای که یک نجیب زاده گوش می کند، نرم و لطیف است و باعث متعادل ساختن رفتار و خلق و خوی او می شود. چنین مردی هرگز ناراحتی و کینه به دل نمی گیرد.خشم و زورگویی برای این مرد بیگانه است.»( کنفوسیوس)

تاکنون چند فیلم تماشا کرده اید که در آن قهرمان فیلم زمانی که موسیقی خاصی پخش شده است، دستگاه پخش صوت را شکسته یا اتاق را ترک کرده است؟

علت این است که موسیقی خاطرات دردناک او را زنده کرده و باعث شده است که او از کنترل خارج شود و دست به خشونت بزند یا تحمل نکند و محیط را ترک کند یا شاید در بعضی فیلم ها دیده باشید که یک قطعه ی موسیقی شاد پخش شده و احساس شادمانی را در شنوندگان ایجاد کرده، در حدی که همه را به رقصیدن واداشته است.

با نوای ملایم لالایی که مادر می خواند، کودک خود را به آغوش او می چسباند و به آرامی به خواب می رود.

مادر از طریق همین آواز، عشق خود را به کودک انتقال داده و احساس گرمی و امنیت را در او . ایجاد می کند. برای نوزاد، حتى جنین موسیقی زبان عشق است، و در سال ها و در دهه های بعد، شنیدن موسیقی لالایی دوران کودکی می تواند ضربان قلب را آرام کند و فشار خون را که در نتیجه ی مشکلات بزرگسالی پیش می آید، پایین بیاورد. این واکنش احساسی مختص انسان نیست.

حتی حیوانات نیز با شنیدن موسیقی واکنش احساسی نشان می دهند.

در سال ۱۹۷۰ میلادی، یک دامپزشک آمریکایی در کلینیک خود از موسیقی هایی که توسط ویلن نواخته شده بود در آرام کردن و معالجه ی حیوانات استفاده می کرد، درحدی که حیوانات حاضر به ترک کلینیک نبودند و این کار او همه را شگفت زده کرد.

اگر موسیقی یک عامل قوی برای ایجاد احساسات است، پس می توان گفت که احساسات برانگیخته شده توسط موسیقی نه تنها می تواند بر روی افراد و جامعه اثر بگذارد، بلکه می تواند تاریخ را نیز متأثر سازد.

موسیقی به ما آرامش می بخشد، به ما انرژی می دهد، احساس رضایت در ما ایجاد می کند و بدون آنکه بدانیم چرا، باعث گریه ی ما می شود. » ( چارلز کینگرلی)

ما در واقع دو هیجان اصلی داریم، عشق و ترس، هیجان های دیگر از این دو نشأت می گیرند.

بنابراین، باید دقت کنیم موسیقی که ما گوش می کنیم کدام یک از این دو هیجان را در ما برمی انگیزد، عشق یا ترس؟

بعضی از قطعات موسیقی امروزی، الهام بخش حس انتقام است که این خود ناشی از هیجان تریس بوده و ارتعاشات ترس را به شنونده منتقل می کند.

عصبانیت ناشی از ترس است که به نوبه ی خود مخرب و بیماری زاست. فکر کنید که موسیقی با صداها و اشعار خشن توأم با ریتم های سنگین چه اثر مخربی می تواند بر روی بچه ها داشته باشد.

بچه ای که مدام در معرض چنین آهنگ هایی باشد، دید متفاوتی نسبت به زندگی خواهد داشت تا بچه ای که در اطراف خود موسیقی ملایم و آرام بشنود».

به عنوان مثال، موسیقی سنتی، پاپ و یا کلاسیک با هارمونی و ملودی قوی و ترانه های عاشقانه و یا عرفانی نمی تواند هیچ کس و حتی یک بچه را اذیت کند.

«اگر من به زبان انسان یا فرشته صحبت کنم، ولی در کلامم عشق وجود نداشته باشد، و اگر بدون احساس، ساز بنوازم، در واقع فقط سر و صدای بیجایی ایجاد کرده ام.» (سنت جان)

بنابراین تکلیف ما با موسیقی خشن و عاری از لطافت امروزی چیست؟

ما که نمی توانیم مانع از ساخته شدن آهنگ های این چنینی شویم. نمی توان قوانینی نیز برای منع ساخت آنها تدوین کرد.

حتی اگر گوش کردن به – چنین آهنگ هایی ممنوع شود، اشتیاق برای شنیدن آنها بیشتر و سازندگان و فروشندگان آنها موفق تر می شوند.

موسیقی و عشق با یکدیگر عجین هستند و انرژی مثبت را به جهان و مردم آن منتقل می کنند. عشق منشاء آرامش، امید و شادی است. ما با فرستادن ارتعاشات و انرژی های مثبت موسیقی، به جهان و مردم آن، با ترس نفرت و بیماری های روحی مقابله می کنیم.

ما می توانیم از طریق موسیقی خوب و لطیفه مردم جامعه، به خصوص جوانها را از ترس رها کرده و باعث ارتقای روحی آنها شویم و برای اینکه بتوانیم سطح موسیقی را در جوامع بالا ببریم باید به طور هشیارانه موسیقی جامعه را تغییر دهیم.

می توانیم صدای خالص فلوت، ویلن، چنگ و سایر سازها و آهنگ های ساده و یکنواخت را در جامعه گسترش دهیم.

اگر در مدارس، کارخانه ها و ادارات این نوع موسیقی پخش شود، تغییرات زیادی ایجاد می شود، یعنی اگر همه ی انسانها موسیقی خوب بشنوند یا بخوانند و یا بنوازند، چقدر انرژی مثبت در جهان جاری می شود و چقدر جالب می شود اگر همه ی مردم به جای موسیقی ترس، به موسیقی عشق گوش کنند.

اغلب اوقات علت ترس ما ناشی از احساس تنهایی و بی پناهی، در جهان ترسناک است، ولی زمانی که آرام می نشینیم و به یک موسیقی آرام و دلنشین گوش می دهیم، یادمان می آید که ما با عشق احاطه شده ایم و می توانیم قلب خود را برای دریافت معجزه های زندگی روزانه باز می کنیم.

اگر بتوانیم عشق را از طریق موسیقی پخش کنیم، آنگاه می توانیم سلامتی و آرامش درونی را به سادگی به دست بیاوریم.

«موسیقی باید به درون انسان نفوذ کند. بعضی از بخش های خود را در درون به جا بگذارد و بخشی از درون را با خود بیرون ببرد.» (هنری تریدجيل)

یک نظریه ی عامی وجود دارد که موسیقی و صدا، هیجان ها و عواطف ما را عوض می کنند.

در خیلی از فرهنگ ها گفته می شود که موسیقی، خرس وحشی را رام و صخره ها را نرم و درخت بلوط را خم می کند.

این خاصیت موسیقی در مورد بعضی از افراد تحت شرایط خاصی، واقعیت دارد و در مورد عده ای دیگر واقعیت ندارد.

دانشمندان علوم اجتماعی سعی دارند نشان دهند که در یک زمان یک موسیقی می تواند تغییرات مشابهی را در افراد ایجاد نماید، در حالی که در یک گروه از مردمی که به یک قطعه ی موسیقی گوش میدهند تغییرات حاصله در هر یک از آنها متغیر و متفاوت است.

این متغیر بودن اثر موسیقی در افراد بخش به خاطر تجارب احساسی افراد قبل از شنیدن، در حین شنیدن یا حتی بعد از شنیدن موسیقی می باشد.

شرایط نیز می تواند عکس العمل خاصی را در برابر شنیدن موسیقی خاصی، ایجاد نماید.

خیلی از این عکس العمل ها به خاطر خود موسیقی نیست، بلکه به خاطر شرایطی است که هنگام تجربه ی موسیقی وجود دارد.

وضعیت روحی اشخاص در درک و برداشت آنها از یک تجربه ی موسیقی نقش مهمی دارد. باور اشخاص بر روی تجربهی موسیقی آنها اثر مستقیم و عمیقی دارد. موسیقی عبادی و مذهبی یکی از عرصه های غنی ثبت شده در فرهنگ های مختلف می باشد. زمانی که بشر به رابطه ی روحی خود با موسیقی پی برد، سعی کرد که عناصر متفاوت موسیقی را که فکر می کرد باعث عکس العمل های غیرطبیعی و غیر مجاز در او می شود، تحت کنترل بگیرد. در بعضی از مذاهب در طی قرون برای رسیدن به سطوح بالایی از روحانیت و مذهب، از موسیقی استفاده شده است.

شاید دانشمندان علوم اجتماعی، بتوانند به طور نظری درباره ی روش های تأثیر صدا و موسیقی بر روی انسان توضیحاتی بدهند، ولی هیچ علمی نمی تواند چگونگی اثر موسیقی بر روی ذهن آگاه و هشیار را بیان کند، همان گونه که علم قادر به توضیح زیبایی نیست.

این توضیح ماورای درک کنونی است

«موسیقی می تواند به ایجاد یک زمان دلپذیر کمک کند، احساسات را تغییر دهد و بر روی باورهای انسانها اثر بگذارد.» تمام جشنها با موسیقی برگزار می شوند و مردم با موسیقی شادی می کنند. البته بعضی از قطعات نیز باعث گریه می شوند و در بعضی از سنت ها از موسیقی برای آرامش اعضای خانواده در مراسم عزا استفاده می شود. در برخی از مذاهب، از موسیقی در حد وسیعی در مراسم عبادی استفاده می شود.

هنگام شنیدن موسیقی مقدس، تغییرات زیادی در احساس شنونده ایجاد می شود و این تغییرات مربوط به انرژی روحی است که در این قطعات موسیقی وجود دارد. ترکیب اعتقاد و ساختار دقیق موسیقی علت اثر عمیق موسیقی بر روی شنونده یا شرکت کننده در مراسم مذهبی است وجود روحانی که ایجاد می شود، قابل توضیح نیست. چیزی که در تمام نسل های موسیقی اهمیت دارد، ترکیب عناصر موسیقی در ساخت یک قطعه ی موسیقی است. ما اکنون پی می بریم که استفاده از موسیقی در مراسم عبادی سابقه ی تاریخی دارد.

شواهد به دست آمده از کلیساهای مسیحی در مورد موسیقی مدون، نشان میدهد که در اغلب مراسم مذهبی از موسیقی مقدس استفاده می شده است و در طول زمان این موسیقی گسترش و دوام و تکامل پیدا کرده است. اکنون نیز در خیلی از سنت های مذهبی، از موسیقی، هم برای مراقبه و هم الهام گرفتن استفاده می شود. این موسیقی هم برای تأثیرگذاری و هم برای تحریک شرکت کنندگان در مراسم مورد استفاده قرار می گیرد. به این ترتیب موسیقی می تواند قدرت زیادی در این مراسم داشته باشد.

چرا موسیقی چنین قدرتی دارد؟

گفتیم که عوامل زیادی در قدرتمندی موسیقی نقش دارند، مانند: یک ملودی زیبا و ساده، ریتم و شعر یا ترانه، هماهنگی شعر که با استادی سروده شده است و عوامل دیگر تمامی این عناصر، در قدرتمندی موسیقی دخیل هستند. پس از طریق افزایش آگاهی در مورد نیازهای جسمی، روحی، محیط و شیوه ی زندگی خود، شما می توانید از موسیقی برای تقویت سلامتی خود استفاده نمایید.

 

منبع : کتاب صدای شفابخش موسیقی اثر کیت و ریچارد موکی

مقالات مرتبط

0 دیدگاه

هنوز هیچ دیدگاهی وجود ندارد

    طراحی سایت