موسیقی در دوره ساسانی


موسیقی در دوره ساسانی

از آنجا که پادشاهان ساسانی ، ایرانی نژاد بودند و به بسط و توسعه تمدن ایرانی علاقه مخصوصی داشتند، در دوره آنها علوم و صنایع ترقی کرد و موسیقی در دوره ساسانی هم در اثر ترغیب و تشویق آنها بیش از پیش رواج و رونق گرفت.

اردشیر ساسانی مردم را به طبقات مختلف تقسیم کرده بود که از آن جمله موسیقیدانها طبقه خاصی را تشکیل میدادند و در نزد او مقامی مخصوص داشتند. ذوق ادبی و موسیقی بهرام گور معروف است چنانکه نوشته اند وی چهارصدتن نوازنده و خواننده از هند به ایران آورد و در زمان او موسیقیدانها بر سایر طبقات مردم مقدم بودند و او آنها را نوازش بسیار می کرد.


(اگر از خواندن این چنین مطالبی لذت می برید می توانید از اینجا دیگر مطالب موسیقی ایرانی را مطالعه کنید

مطالب پیشنهادی :

ردیف های موسیقی دستگاهی

مد و مقام در موسیقی ایرانی

معنی آواز در موسیقی ایرانی)


موسیقی دوره ساسانی مخصوصا در زمان خسرو پرویز بیشتر ترقی کرد و باربد موسیقیدان خاص او بوده که در کتابهای ادب و تاریخ مانند شاهنامه فردوسی و خسرو و شیرین نظامی حکایاتی از او نقل شده است.

بطوریکه نوشته اند باربد مخترع عدهای نواها و آهنگ هائی است که آنها را در حضور خسرو پرویز می نواخته و مشهور است که وی سیصد و شصت لحن موسیقی برای روزهای سال ساخته و هر روز یکی از آنها را که مناسب موقع بوده مینواخته است تا خسرو از تکرار نغمات موسیقی خسته نشود.

مقام او نزد خسرو به آن پایه بود که هر کس حاجتی داشت مطلب خود را به وسیله او به عرض شاه می رساند.

از جمله وقتی که اسب محبوب سلطان موسوم به شبدیز مرد و کسی را جرأت اظهار آن نبود، باربد نغمه مخصوصی در این زمینه تهیه کرد و خسرو را از حادثه آگاه نمود.

نظامی اسامی سی لحن باربد را که برای سی روز ماه ساخته در کتاب خسرو و شیرین آورده و مطلب را با این شعر آغاز کرده: ستای باربد آواز در دادسماع ارغنون را ساز در داد

اسامی ای که نظامی در خسرو و شیرین آورده معلوم نیست نغمات اختراعی باربد باشد ولی چون نام اغلب آنها فارسی خالص است و دیگران هم همین نام ها را کم و بیش قبل از او ذکر کرده اند می توان با حدس نزدیک به یقین گفت که این نغمات يادگار دوره ساسانی است از قبیل:

گنج بادآور، آرایش خورشید، مشگدانه، نیمروز ، رامش جان ، نوشین ، باده، نوروز، شبدیز، کبک دری، کیخسروی، سبزه در سبزه، سروستان، ماه، شادروان مروارید.

دیگر از موسیقیدانهای این دوره نکیسا میباشد و درست معلوم نیست که وی ایرانی یا یونانی بوده.

همین قدر او را در نواختن چنگ ماهر دانسته اند و نامش هنوز بر سر زبانها است.

دیگر بامشاد و رامتين يا «رامین» و آزاد و ارچنگی که آنها نیز از مطربان و مغنيان و رامشگران دوره خسرو پرویز بوده اند.

بعضی از تاریخ نویسان و تحقیق کنندگان ایرانی و اروپائی اسامی الحان قدیم موسیقی را گرد آورده و در اینکه کدام یک از آنها مربوط به دوره ساسانی است سخنها گفته اند.

از جمله استاد فقيد عباس اقبال آشتیانی در اثر تتبع و کاوش در فرهنگ ها و دیوان شعرا نام عده ای از نغمات موسیقی را جمع آوری کرده و در مجله کاوه مقاله ای استادانه نوشته اند.

اینک نیز برای نمونه نام چند نغمه دیگر را از میان اسامی ای که ایشان یافته و مربوط به دوره ساسانی می دانند ذکر می کنیم

پالیزبان، سبز بهار، باغ سیاوشان، راه گل، شاد باد، تخت اردشیر، گنج سوخته، دل انگیزان، چکاوک، خسروانی، نوروز (بزرگ، کوچک، خارا)، جامه دران، نهفت، در غم، گلزار، روشن چراغ، گلنوش، زیرافکن باری تجمل سلطنت ساسانیان خود دلیل دیگری است که موسیقی


پی نوشت این بخش :

(1. شبدیز شاید نام نغمه ای است که باربد در مرگ اسب محبوب خسرو پرویز ساخته و قبلا بدان اشاره شده است. ۲. آقای مهدی مفتاح نیز عده ای از این نغمات را با شاهد مثال شعری در چند مقاله ذکر کرده اند. رجوع شود به مجله پیام نوين سال اول، شماره های از ۲ تا ۸ ٣. از میان اسامی نغمات مزبور نام چکاوک، خسروانی، نوروز بزرگ، نوروز کوچک، نوروز خارا زیرافکن و نهفت هنوز هم جزء دستگاه های موسیقی ایران باقی مانده. ولی معلوم است که تغییرات کرده و نغمه ای که آهنگ آن نوشته نشده بعد از این مدت دراز به چه صورت در آمده. همین قدر که شاید به کلی شباهت خود را با آنچه روز اول بوده از دست داده است.)


در آن دوره آبرو و احترام و رونق و اعتباری داشته بخصوص که بعضی از شاهان این سلسله از قبیل بهرام گور و خسرو پرویز مردمی عشرت دوست و عیش طلب و خوش گذران بوده اند.

دلیل دیگر بر اهمیت موسیقی دوره ساسانی اینکه عربها بعد از فتح ایران موسیقی ایرانی را عينا اختیار کردند

و بین آنها که به کلی از این هنر عاری بودند نوازندگان و خوانندگانی پیدا شدند و موسیقیدانهای ایرانی در دوره خلفا قدر و اعتباری بسزا یافتند و زیب مجلس آنها شدند چنانکه در جای خود اشاره خواهد شد.

ضمنا اشاره به این نکته نیز بی فایده نیست که به عقیده مزدک که در زمان قباد ساسانی مذهبی آورد خداوند آسمانها مانند پادشاهی بر تخت نشسته و چهار قوه یعنی شعور و عقل و حافظه و شادی در پیش او ایستاده اند

و این چهار قوه به دستیاری شش وزیر امور عالم را اداره می کنند و وزیرها در میان دوازده روح در حرکتند که یکی از این ارواح «خواننده» است، قوه شا دی که نماینده موسیقی است در نظر مزدكمانند سه قوه دیگر اهمیت داشته و این عقیده شاید از اوضاع زمان ساسانی در روح مزدک نفوذ کرده باشد.

زیرا همانطور که ساسانیان مخصوصا بعضی از شاهان این سلسله برای طبقه نوازندگان و سرایندگان مرتبه خاصی تشکیل داده بودند و آنها را احترام می کردند، مزدک هم یکی از قوا را که در نزد خدا محترم بوده قوه شادی و موسیقی تصور کرده است.

راجع به سازهائی که در دوره ساسانی معمول بود بطوریکه از مضمون حکایت و قصص و افسانه واشعار و مطالبی که در این باب

نوشته اند بر می آید، نای، عژک، رباب، بربط و چنگ در آن زمان متداول بوده.

موسیقی ساسانی

موسیقی ساسانی


نقل از تاریخ مرحوم پیرنیا:

(این ساز را نگارنده در صفحات بلوچستان بخصوص در داورپناه و ایرانشهر دیده و اهالی آن را «غیچک» می نامند. سازی است شبیه

به کمانچه و با آرشه ای که از چندتار مو تشکیل می شود آن را می نوازند و عده سیم های آن بیش از کمانچه است بعضی آن را مانند کمانچه در دست چپ گرفته آرشه را با دست راست روی آن می کشند و برخی ساز را با دست راست و آرشه را با دست چپ می گیرند. البته چون نوازندگانی که در آن نواحی دیده شد مهارت بسزائی نداشتند و ساز زن دوره گرد بودند نغمات موسیقی آنها هم در نظر اهل فن چندان جذاب و دل انگیز نبود. شک نیست شکل فعلی این ساز نسبت به اصل آن خیلی تفاوت کرده و در اول ساده تر بوده و بطوریکه برمی آید حتی در چند قرن قبل بیش از دو سیم نداشته و بطوریکه «لاند» Land در کتاب تجسس گامهای عرب sur lhistoire de la gamme arabe

145 می نویسد: «بعید به نظر می رسد که این ساز قبلا آرشه ای بوده باشد. فارابی هم در کتاب موسیقی خود نام ان را ذکر نمی کند و حتی چنانکه از بیانات او برمی آید رباب که شباهت کاملی به غزک داشته و دارای دو م بوده با آرشه نواخته نمی شده.» . بربط یا بربت از آلات قدیم موسیقی ایرانی است و عرب ها آن را از ایرانی ها اقتباس کرده اند. “)

از سازهائی که ذکر شد نمونه چنگ در طاق بستان دیده میشود و بطوریکه در شکل ذیل مشاهده می گردد چند نفر زن مشغول نواختن آن هستند.

بعضی از پادشاهان ساسانی علاقه مخصوص به شکار داشته اند و در طاق بستان منظره ای از شکار آنها ملاحظ می شود و چنین بر می آید که رامشگران در موقع شکار نیز همراه شاه بوده اند. از منظره شکارگاهی که در طاق بستان هست

چنین برمی آید که شاه و همراهانش در مردابی مشغول شکار هستند و زنهای چنگ زن در قایقی نشسته با الحان موسیقی وسائل خوشی آنها را فراهم می آورند.

جای بسی تعجب است که این ساز که از قدیم ترین آلات موسیقی است و قبل از ایرانیها ملل دیگر از قبیل مصریها و سومریها و عیلامیها و آسوریها هم با آن آشنایی داشته اند و در دوره ساسانی هم معمول بوده کم کم در ایران از بین رفته و هر چه نگارنده تجسس کرد

در میان اهالی این کشور حتی در بین طوایف او ایلات نمونه آن را ندید در صورتیکه این ساز فعلا تکمیل شده و در ارکسترهای اروپا معمول و متداول است.

 

 

 

منبع : سایت موسیقی ماهور (برگرفته از كتاب نظری بر موسیقی ایرانی نوشته روح اله خالقی) – انتشار بدون ذكر نام و لینك سایت موسیقی ماهور ممنوع می باشد .

مقالات مرتبط

0 دیدگاه

هنوز هیچ دیدگاهی وجود ندارد

    طراحی سایت