موسیقی قدیم ایران (بخش سوم)


موسیقی قدیم ایرانی

موسیقی قدیم ایران (بخش سوم)

موسیقی قدیم ایران بخش دوم

موسیقی قدیم ایران بخش اول

   تعریف صوت و موسیقی :

تعريف صوت و موسیقی: در نظر قدما موسیقی عبارت است از معرفت احوال الحان. الحان موسیقی  از ترکیب و اتحاد اصوات مختلف ایجاد می شود.

الحان موسیقی را می توان به دو طریق اجرا و بیان کرد. یا  توسط صوت و یا به وسیله  آلات موسیقی، پس اصل موسيقى صوت یا به اصطلاح قدما نغمه اسول.

  صوت از تصادم دو چیز حاصل می شود و این مصادمه اهتزازی در هوا تولید می کند و در اثر انتقال ذرات هوا پرده گوش ما متأثر و صوت درک می شود.

صدای موسیقی که در اصطلاح قدم نغمه  گفته می شده دارای حدت و ثقل است و باید مطبوع طبع باشد.

مقصود این است که بتوان درجه زیر و بمی آن را نسبت به صدای دیگر تشخیص داد و امتداد و کشش آن را معین کرد.

قدما درجه زیر و بمی صداها را به وسیله کوتاهی و بلندی سیمهای ساز معین می کرده اند. ساز مورد آزمایش عود بوده که از سازهای قدیم موسیقی است

و چنین به نظر می آید که این ساز همان بر بــط ایرانی است که بعدها تغيير اسم داده زیرا از حیث شكل و طرز ساختمان خیلی به آن شباهت دارد.

 

   ابعاد موسیقی :

 

 ابعاد موسیقی – در اصطلاح قدما به فاصله میان دو صدای موسیقی بعد گفته می شده.

ابعاد را بطوری که امروز هم معمول است به دو طبقه مطبوع و نامعلبوع تقسیم می کرده اند ولی به جای این دو اصطلاح دو کلمه دیگر ملائم و متنافر یا اتفاق و تنافر استعمال می شده.

از ترکیب فواصل لحن پیدا می شود به شرط اینکه فواصل مختلف به طرزی مناسب و ملایم طبع دنبال یکدیگر واقع شوند

که شنونده لذتی از مجموع آنها درک کند.

بعضی این شرط را نیز اضافه کرده اند که الحان موسیقی باید با کلماتی مناسب و اشعاری توأم باشد تا سبب تحریک عواطف شود.

البته اشعار هم باید از حیث وزن مطابق قواعد عروض تنظیم شده باشد.

فواصل را به سه قسمت تقسیم می نمودند :

  1_ عظام: فاصله ای است که از هنگام تجاوز کند و همان است که در اصطلاح موسیقی امروز فاصله ترکیبی گفته می شود.

ولی باید دانست که هر فاصله بزرگتر از هنگام عظام شمرده نمی شود بلکه فقط منظور چهار فاصله ذیل است:

– هنگام درست که در اصطلاح قدیم البعدذوالكل گفته میشود.

– دوازدهم درست که ذوالكل و الخمس نامیده میشود .

– یازدهم درست که آن را ذوالكل و الأربع گفته اند.

– پانزدهم درست یا فاصله بین دو هنگام که ذوالكل مرتّین نامیده شده.

2_ اوساط: به فاصله چهارم درست ذوالاربع و به فاصله پنجم درست ذوالخمس می گفتند و این دو فاصله را اوساط می نامیدند.

شش فاصله مذکور در فوق فواصل مطبوع بوده اند که در کتابهای قدیم البعد الاتفاق نامیده شده اند.

3- صغار: فاصله های کوچکتری است که آنها را ابعاد لحنی نیز گویند و به گوش چندان خوشایند نیست و به همین جهت نامطبوع یا به

اصطلاح قدیم ابعادالتنافر نامیده می شوند. بین ابعاد صغار از همه مهمتر فاصله طنینی است که امروز دوم بزرگ نامیده می شود و آن را ملایم ترین ابعاد لحنی دانسته اند.

  در کتابهای قدیم موسیقی فواصل را به وسیله نسبت های عددی نیز تعیین می کردند چنانکه امروز هم معمول است. 

 

   ابعاد دیگر موسیقی :

 

غیر از این فواصل در کتابهای قدیم موسیقی از ابعاد زیاد دیگری نام برده شده و نسبت های آنها را تعیین کرده اند که ذکر تمام آنها باعث طول كلام است.

در کوچک کردن ابعاد هم خیلی مبالغه کرده تا به جایی رسیده اند که تشخیص بین دو صدا مشکل می شود چنان که گفته اند فاصله ای که به نسبت 201/200 باشد ادراکش مشکل بلکه ممتنع است.

ابعاد عظام یعنی فواصل مطبوع را اشرف ابعاد گفته اند. ولی برای تشکیل دادن الحان نمی توان به آنها اختصار کرد

 زیرا چنانکه گفته اند تکرار آنها ملالت می آورد.

به همین جهت بعد ذوالكل را که کاملترین ابعاد است به فاصله های کوچکتری تقسیم می کنند و

ابعاد صغار را هم به کار می برند تا الحان تشکیل شود و مخصوصا سرائیدن آنها آسان باشد.

 

 

ذوالکل (هنگام) مرکب است از یک ذو الخمس (پنجم درست) و یک ذو الاربع (چهارم درست) یا عبارت است از دو ذو الاربع

و یک طنینی (دو چهارم و یک دوم بزرگ)، اینک نسبت به تقدم و تأخر ذو الاربع و ذو الخمس و طنینی اقسام مختلف پدید می آید .

 

مقالات مرتبط

0 دیدگاه

هنوز هیچ دیدگاهی وجود ندارد